سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
جمکرانی شویم

شاهکار
 
ثامن تم

دنیا دنیا حرف دارم

دلم میخواهد درد دین داشتن هیچوقت از دوشم برداشته نشود

شاید بهتر باشد بروم

بروم و حرفهایم را گوشه ای دیگر بزنم

جایی که کسی نشناسد مرا

 

دیگر وبلاگم را آپ نمیکنم، رهایش هم نکرده ام

میان حرفهایم حرف نادرستی دیدی با کمال میل پذیرایم

 

مولای من..

من و جداشدن از تو خدا نکند...


دوشنبه 93/8/19 .:. 3:15 عصر .:. Elnaz .:. دیدگاه

هر کسی یک طوری امام زمانش را می شناسد

و عده ای هم شاید اصلا نشناسند امامشان را

آنقدر "رسانه" هایشان برایمان برنامه چیده اند که شاید اصلا نفهمیم از کجا و کی

تفکراتمان عوض شد و کم کم شدیم کسی که روزی ابراز تنفر میکردیم..

آنقدر خوب حرف هایشان را به هم میبافند و بدون نقص پیش میروند که وقتی 

اعتمادمان جلب شد نامحسوس روی افکارمان کار میکنند که خودمان هم نفهمیم

تا جایی پیش میروند که بچه 4 ساله شان از یک زن محجبه میترسد!

محجبه را یک تروریست می داند...

لا به لای رسانه هایشان تحقیقی کنی به چیزهای جالبی برمیخوری


وقتی توانستی آنقدر دین و مذهبت را به دنیای امروز بشناسانی و

مثل آنها که روی من شیعه هم بی اثر نیستند، روی دنیای اطرافت

اثری بگذاری و قدمی برداری، آن وقت نفس راحت بکش..

 

چیزهای ناخوشایندی که می بینیم تقصیر کم کاری های ماست..


پنج شنبه 93/8/15 .:. 12:49 عصر .:. Elnaz .:. دیدگاه

دعوتم کرده ای

خوانده ای مرا تا در آستانت نفس بکشم

تا در حریمت مهمانت باشم

تو کریمی و مهمانهایت کم نیستند ولی من..

نمیدانم این روزها چرا در فضای دیگری سیر میکنم

نمیدانم چرا روبروی حرمت که ایستادم دلم نلرزید..

چرا مثل قبل تر ها نفسم بند نیامد..

امام رئوف من..

یاریم کن برگردم..

 

با تو عهد می بندیم

بی تفاوت به تفاوتهای دنیایی انسانها، کرامت انسان ها را پاس بداریم..


یکشنبه 93/7/27 .:. 4:56 عصر .:. Elnaz .:. دیدگاه

مولای من، علی جان..

این روزها حال و هوای زیارتت به سرم زده

دلم میخواهد دوباره از روبروی ایوانت زل بزنم به بارگاهت..

آنقدر شرمنده ام که حتی از این توقع های دلم هم خجالت زده ام..

من هم مثل همه ی عاشقانت آمده ام بگویم تبریک..

خوش به حال منِ آن روزهایم که زائرت بود

منِ این روزهای من عجیب عوض شده است..

 

امام زمانم، دنیای من..

تبریک..


یکشنبه 93/7/20 .:. 4:28 عصر .:. Elnaz .:. دیدگاه

درد دارد..

درد دارد دلت برای حال خوبت تنگ شود..

بیگانه شوی با حال و هوایی که حسش میکردی

با آن زندگی میکردی و حس و حالت خدایی بود..

درد دارد دیگر درد نداشته باشی..

دیگر بی قراری و انتظار مولایت برایت نا آشنا باشد و غریب

رنگ و بوی دردهایت عوض شوند و کم کم حال و هوایت..

کم کم دلتنگ شدن برایت کمرنگ شود..

میخواهی تمام دنیایت را بدهی ولی حالت خوب شود

دلم خوب بودن میخواهد

منتظرت بودن..

 

مولای من..

نگذار بی درد بمانم..

 

اگر لحظه ای فکر کردی کسی شده ای، آن لحظه لحظه ی سقوط توست..


شنبه 93/7/19 .:. 3:41 عصر .:. Elnaz .:. دیدگاه

کرامت عجیبی میخواهد

اینکه مورد خطاب "فداها ابوها" شوی کرامت عجیبی میخواهد

کرامتی از جنس فاطمه..!

فاطمه زهرا و فاطمه معصومه..


بانوی من.. راستش را بخواهی خجالت میکشم از "بانوی من" خطابت کردن..

آنقدر بزرگی که کمترین زینت را هم اگر پدرت نخواهد نمیخواهی و میفرستی برای پدرت

میفرستی و میشوی مورد خطاب " فداها ابوها"..

 

فاطمه معصومه.. تو هم مورد خطاب قرار گرفتی.. بخاطر پاسخ دادن به سوالات

عده ای که در پی پدرت بودند و مسافرت بود و تو پاسخ دادی

تو پاسخشان را دادی و پدرت وقتی خواند بی درنگ گفت " فداها ابوها"..

 

اینکه  "تـــو"  خطابتان میکنم از بی شرمی ام نیست..

دوستتان دارم..


جمعه 93/5/3 .:. 1:13 صبح .:. Elnaz .:. دیدگاه

کمی پای حرفهای آدمی که در موردش قضاوت میکنی بنشین

از ظاهرش قضاوتش نکن

شاید آن موقع، آن لحظه اشتباه کرده باشد و تو دیده باشی ولی حق قضاوت کردنش را نداری

چرا به راحتی چیزی را که شاید سالها پیش از کسی دیده ای، و یا بدتر، شنیده ای را

به راحتی و با قاطعیت بیان میکنی؟

شده لحظه ای بنشینی و با خودت فکر کنی؟

به آن همه خطاهایی که کردی و فقط و فقط ستاریتش بود که خوب ماندی؟

سرسری رد میشوی و میروی ولی شده فکر کنی اگر ستاریتش نبود

کسی حتی جواب سلامت هم نمیداد و یا شاید نگاهت هم نمیکرد

فقط ستاریتش است.. فقط همین..

شده بنشینی و فکر کنی با خدایت چند چندی؟

یکی یکی، نعمتهایش را بشمار و بگرد به دنبال شکر نعمتش..

قبل از آنکه از کسی بد بگویی کمی هم به گناهان خودت و ستاریتش فکر کن، کمی..

 

آدم خوبی باش ولی برای اثباتش به دیگران تلاش نکن..!


پنج شنبه 93/5/2 .:. 3:13 صبح .:. Elnaz .:. دیدگاه

چرا بعضی وقت ها آنقدر خودشیفته میشویم که فکر میکنیم بهترینیم؟

چرا واقعا؟ همین خود من! اقرار میکنم اشتباه کرده ام

اشتباه کردم که می بالیدم به وبلاگم..

کمی تامل و حوصله مرا به دل نوشته هایی رساند که غبطه خوردم..

غبطه خوردم به حال خوبشان..

به آن همه حرفها که فقط میتوانم بگویم فوق العاده بود..


خدای بی نظیرم..

منیتم را از من بگیر..


سه شنبه 93/4/31 .:. 3:13 صبح .:. Elnaz .:. دیدگاه

هر سال که می گذرد به حال سال قبلم غبطه میخورم

تا کی طعم نزدیکت بودن را آرزو کنم و دست و پا بزنم

دست و پا بزنم برای لایق شدن

لایق بندگی ات، لایق دوست داشتنت..

خدای بی نظیرم

یاریم کن یادم نرود حال و هوای خوب این روزها را

آنقدر تهی ام از انسانیت که حرفی ندارم برای زدن..

یاری ام کن..

 

آقای من..

لیله القدر به اندوه تو بشکست بیا..


یکشنبه 93/4/29 .:. 10:33 عصر .:. Elnaz .:. دیدگاه

آقا و مولای من

این شبها و ثانیه ها لحظه به لحظه شرمنده تر میشوم و هوایی تر

هوایی حریمت

حریمی که با چشمان گناهکارم دیده ام و خدا را شاکرم، شاکرم بابت زیارت حریمت

شرمنده ام از گذشته ام

از گذشته ای که پشیمانیست و پشیمانی..

 

برا حال دل همدیگه دعا کنیم

خدا کریمه..


چهارشنبه 93/4/25 .:. 11:45 عصر .:. Elnaz .:. دیدگاه
   1   2   3   4   5   >>   >
.: Weblog Themes By SamenTheme :.
کی میشود..

"متی ترانا و نریک" کی می شود تو ما را ببینی و ما تو را ببینیم..؟
همراهان شاهکار
دعای معراج